قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
323
درة التاج ( فارسى )
و تميز ماهيت كنذ از مشاركات او در جنس ، يا وجود ، تميزى ذاتى ، و تعريف جهارم كى خاصهء طبيعى است ، بآنك او كلى طبيعىست كى خارج است از شيء ، و عارض معقول ازو ميشوذ كى او مقولست بر آن شيء ، و متحقق نيست بىاو ، و تعريف خامس كى عرض عام طبيعى است بآنك او كلى طبيعي است خارج از شيء كى عارض معقول ازو ميشوذ ، كى او مقولست بر آن شيء ، و متحقق است بىاو . و از آنج در نوع « 1 » عقلى و نوع منطقى گفتيم عقليّت باقى ، و منطقيّت آن اعنى جنس ، و فصل ، و خاصه ، و عرض عام عقلى ، و منطقى معلوم توان كرد بس كلى جنس باشذ « 2 » خمسه را و باقى قيود فصل يا خاصه . سؤال نمىشايذ كى كلى جنس خمسه باشذ و الّا اخصّ باشذ از جنس مطلق به جهت آنك جنس خاص است ، و اعم باشذ ازو بسبب آنك جنس اوست . جواب لا نسلم كى لازم آيذ كى او اخص باشذ از جنس اگر بحسب ذات مىخواهى ، و ازينست كى نه هر كلى جنس است ، و مسلم مىداريم اگر بحسب اعتبار مىخواهى ، جه كلى بحسب ذات اعم است از جنس ، و باعتبار آنك جنس خمسه است اخص است از جنس ، و اين محال نيست كى جيزى بحسب ذات اعم باشد از جيزى ، و بحسب اعتبارى ، يا قيدى ، اخص باشذ ازو ، يا بحسب ذات اخص باشد ، و ( بحسب ) اعتبار اعم . مثال اول حيوان كى باعتبار ذات اعم از انسان است ، و باعتبار آنك كاتب بالفعل باشذ اخص ازو ، و مثال دوم كلمه كى باعتبار ذات اخص است از اسم مطلق جه اسمى خاص است ، و باعتبار آنك به آن لفظى خواهند كى موضوع باشذ از براى معنيى مفرد ، اعم ازو . و بدانك مقول در جواب ما هو يا بحسب خصوصيت محض باشذ
--> ( 1 ) - درين نوع - م . ( 2 ) - جنس ثالثه خمسه - م .